ممکنست «عنن» مرد بعلت بلند نشدن آلت او ناشی از افراط در جماع باشد.
این علت را اشخاص، کمتر متوجه می شوند و چاره ندارند جز آنکه جانب اعتدال
را در وصال رعایت کنند. اما اگر عنن مرد را خودش تقصیر نداشته باشد بی شک
سبب آن زنست بدین معنی که زن در وصال با او، بی حس یا جهل و حیا و ترس و
وسواس بیجا نشان می دهد و به عللی از این قبیل، سبب شکستن نعوظ مرد می شود.
ممکنست «عنن» مرد بعلت بلند نشدن آلت او ناشی از افراط در جماع باشد.
این علت را اشخاص، کمتر متوجه می شوند و چاره ندارند جز آنکه جانب اعتدال
را در وصال رعایت کنند. اما اگر عنن مرد را خودش تقصیر نداشته باشد بی شک
سبب آن زنست بدین معنی که زن در وصال با او، بی حس یا جهل و حیا و ترس و
وسواس بیجا نشان می دهد و به عللی از این قبیل، سبب شکستن نعوظ مرد می شود.
زن و شوهر باید بخصوص در نکات مربوط به عمل جنسی، بی اندازه نسبت بهم
صراحت و جسارت داشته باشند و هیچ نکته از رموز حال خود را در این باره از
یکدیگر پوشیده نگاه ندارند و آنچه می خواهند، به یکدیگر بگویند و از
همدیگر بخواهند تا با وحدت لذت بخشی در جسم و روحشان، بحد کمال و بطور تام
و تمام صورت پذیر گردد و در انجام وظیفه زناشوئی قصور نورزند، زندگیشان
بهم نمی خورد.
هیچکس نباید عمل تناسلی را یک عمل غیرقابل اهمیت ثانوی قلمداد کند. این
عمل تناسلی است که روابط میان زن و شوهر بشمار می رود و هدف عشق است و اگر
وجود نداشت، نه اشتباهی صورت می گرفت و نه خانواده ای پدید می آمد و نه
مللی در عرصه گیتی پدیدار می شدند.
بسا هست که سبب عنن مرد، عادات او با ستمناء در دوران کودکی است. مردی به
پزشک مراجعه کرد و از عدم نعوظ آلت خود مطالبی اظهار داشت. پزشک او را به
خوبی معاینه کرد و علل جسمی برای عدم نعوظ آلت او نیافت جز آنکه متوجه شد
که این مرد بسیار خجول است، از اینرو به او نصیحت کرد که با زنش جسور باشد.
از این گذشته زن خود باید داوطلبانه به جستجوی تمایلات و تمنیات شوهر
بشتابد زیرا ممکن است شوهرش به دلخواه خود در این باه، اعتراف نکند و شرم
و حیا، یا افاده مردانگی و عزت نفس او مانع آن شود که نیاز خاص خود را در
مقدمات عمل جنسی، و توقع خود را در این باره از زنش به او بازگوید. در این
صورت، برای زن دشوار نیست که به راز شوهرش با حدس و تخمین و تجربه و تکرار
و آزمایش و پرسش پی برد و چون عکس العمل مطلوب دید، همان را در نظر بگیرد
و هنگام وصال مراعات کند تا عمل جنسی آن دوباره رضایت از یکدیگر انجام
پذیرد.
نتیجه عدم وجود عشق و تاثر و غم و غصه شوهر در عدم نعوظ آلت او:
عنن که ناشی از بیماری خاصی نیست، در شوهرانی پیدا می شود که زنشان را
دوست نمی دارند و یا زنشان نسبت به ایشان التفاتی ندارد. عدم وجود عشق در
میان زن و شوهر، علل بسیار دارد و از آن جمله، یکی اینست که ازدواج یک زن
و مرد از آغاز ممکن است بر پایه عشق و محبت قرار نگرفته و بنا به مصالح
دیگری انجام یافته باشد. چنین ازدواجی از پایه فاسد است و اگر زن و شوهر
در رفع این فساد نکوشند و خود را به تبادل مهر و محبت عادت ندهند، عنن که
در مرد بدین سبب بروز کند، درمان پذیر نخواهد بود.
زن و مردی که بنا به هرگونه علل و اسباب و مقدمات، زن و شوهر می شوند،
باید بدانند که در برابر یک امر واقع قرار گرفته و چره ای جز پذیرفتن آن و
رضا دادن به آن ندارند و هر طور هست باید عشق روحی و بدنی را میان خود
ممارست کنند. عجب اینست که وقتی زن و شوهری عاشق نبودند ولی خویشتن را به
دوست داشتن همدیگر، مغاذله با یکدیگر و انجام عمل جماع با تمام قواعد صحیح
و به طرز لذت بخش، عادت دادند، رفته رفته خود ین ممارست، در آنان نسبت به
یکدیگر ایجاد شور و علاقه می کند …
و باید دانست زن و شوهری که ترتیب میانه خود را اصلاح نکنند، روزگاری تباه دارند.
ممکنست عشق زن و مردی بعد از ازدواج بنا به علل دیگری از میان رفته یا سست شده باشد.
مثلا طرز رفتار یکی با دیگری زننده باشد و مزاج آن دیگری چنان باشد که
گوئی از شیشه درست کرده اند و به کمترین زنندگی بشکند. در این حال، وحدت
زناشوئی میان زن و شوهر دشوار است زیرا چگونه ممکنست دو همسر با این وضع
به بستر روند و در حالی که از یکدیگر بیزارند، بهم پیوند یابند؟! البته
ممکن است شوهری که نسبت به زنش رفتار زننده دارد، در حالی که زن بیزار او،
به حال بیزاری، تسلیم است، با او نزدیکی کند اما اگر زنی نسبت به شوهرش
تندی و زنندگی داشته باشد و یا بی لطفی و خشونت کند، محال است که به چنین
شوهر متاثر و خشمناک و ناراضی از زن، نعوظ دست دهد و نزدیکی انجام پذیرد.
مرد هم در هر حال و هر وقت و با هر روحیه و حالت نمی تواند به عمل جنسی
اقدام کند. مرد نیز دارای نفس حساس و عواطف رقیق است و زن باید روحیه و
احساسات او را رعایت کند و محیطی در پیرامون خود و شوهر پدید آورد که عاری
از موجبات تکدر خاطر بوده و آنچه در آن هست، شوق آور و اشتها آنگیز و محرک
باشد. این یکی از مهمترین وظایف زنست.
چه بسا که سبب عنن و عدم نعوظ آلت مرد، غم و غصه های او و ناراحتیش در
کارهای روزانه و امور اجتماعی است، چنین مردی، با خاطر آشفته و روح گرفته،
به خانه باز می گردد. کیست که در اجتماعات امروزه از موجبات تکدر خاطر،
مصون مانده باشد؟…
در این احوال، عنن موقت بمرد دست می دهد و میل به نزدیکی در او مخفی و محو
می شود. زن باید وقتی شوهرش به خانه باز می گردد و در اطاق خواب با او بسر
می برد و یا در بستر خواب و در کنار او قرار می گیرد این نکات را در نظر
بگیرد و این احوال را به حساب بیاورد و توقعات و یا طرز رفتار خود را با
آن هم آهنگ سازد.
پس برزنست که نخست، خاطر شوهر را از گرفتاریهای فردی و اجتماعی هر طور
هست، در خانه آسوده گرداند و آنگاه او را نوازش و محبت کند تا عنن موقت و
بی میلی ظاهری مرد برطرف شود.
+
نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 11:48  توسط وبگرد
|
زوجها
طي روز كه از هم دورند، احساس ميل و نياز به هم ميكنند؛ ولي به خانه كه
ميآيند آن احساس از دست ميرود. شوهر سر كار، جاي زنش را خالي ميبيند و
برانگيخته ميشود. او بسيار حيرت ميكند كه آن شوق وقت رسيدن به خانه چه
ميشود. زن نيز شايد احساس كند دلش عشقبازي طولاني ميخواهد، اما به
هنگام رسيدن به خانه همهچيز فرق ميكند، اثري از آن شور و عشق نيست.
يكي
از دلايل، شايد دلخوريهاي كوچك بر طرف نشده از جر و بحثي باشد كه روز قبل
يا پيش از آن داشتهاند. شايد مسئله تا حد زيادي هم حل و فصل شده باشد،
ولي با دل چه ميشود كرد؟
چون سطح احساسات جارو كشيده نشده، گرد
و خاك و خاطرهي به جا مانده نيز ميتواند كار خود را بكند. عدم توافق در
هنگام دوري از هم به آساني فراموش ميشود؛ اما وقتي به خانه بر ميگردند،
آن احساس ناخوشايند، به شكل مبهمي بيدار ميشود و ناگهان جذابيت را از
بينشان محو ميكند. از مزاياي شعلهور شدن شور و شهوت تأثيرش بر بهبود
رابطه است. عشقي كه در رابطهي جنسي اوج ميگيرد، گرد و خاك را ميشويد و
لبههاي ناصاف را هموار ميكند.
هرچند بر مبناي قانون مبتني بر
تجربه، رابطه بايد برقرار شود تا بتوان از سكس لذت برد؛ گاهي سكس پرمحبت و
پر عطوفت ميتواند رابطه را به طور فاحشي بهبود بخشد. پذيرش سكس از طرف
زن، عشق مرد را نسبت به وي به جريان مياندازد؛ و از طرف ديگر، حتي اگر
زن سرد هم باشد، پرداختن به سكس با شوهر و احساس عشق مرد در حين رابطهي
جنسي باعث ذوب شدن يخها شده و شور و گرمي سابق را برايش باز ميگرداند.
ضمناً،
شايد زوج عادت به سكس مرتب نداشته باشند. پس، در هنگام دوري از هم آزاد
ميشوند كه اميال جنسي خود را احساس كنند، ولي هنگام برگشت به خانه همان
عادت هميشگي به سكس نداشتن بر آنها حاكم ميشود. يك بار كه سكس جامهي
فراموش شدن ميپوشد، بدون مهارتهاي پيشرفته، بازگرداندن آن به حالت عادي
مشكلتر ميشود؛ اما با آگاهي از اين كه چه فوت و فنهايي مورد نياز است،
حتي وقتي شهوت خوابيده، غالباً به آساني ميتوان آن را دوباره بيدار كرد.
يكي از سادهترين و موثرترين روشها براي شعلهور ساختن دوبارهي
شور و شهوت جنسي، بيرون زدن از خانه و دست زدن به گريز رمانتيك است. شب را
در هتل بگذرانيد. از هواي صاف طبيعت و يا منظرهاي زيبا لذت ببريد. تفريح
كنيد. خلاصه، از روزمرگي و هرچيز آشنا و مأنوس گريز بزنيد، مسئوليتها را
رها كنيد و به تازگي برسيد. اوقاتتان هر چه در محيط بكرتر و زيباتري
بگذرد، برايتان بهتر است.
توصيه ميكنم دست كم ماهي يك شب را
بيرون از خانه بگذرانيد. اگر رفتن به مكان تفريحي يا شهر مجاور برايتان
مقدور نيست، به هتل محلي برويد. گاهي رفتن به تختخواب متفاوت، ميتواند
بسيار موثر باشد.
به خصوص، زنان براي برانگيخته شدن نياز به
تغيير محيط دارند. تغيير آنان را به طور موقت از احساس مسئوليت در قبال
خانه و خانواده رها ميكند. محيط زيبا دل زن را به روي طراوت و زيبايي
درونياش ميگشايد.
چه موقع بايد گريز زد؟
اشتباه
مردها اين است كه برنامهريزي براي رفتن به گردش و تفريح را ميگذارند
براي وقتي كه زن آمادگي براي سكس پيدا كند. اين اشتباه بزرگي است، چون
گريز و گردش است كه زن را سر خلق ميآورد و گرمي را به او برميگرداند.
اگر مرد برنامهريزي براي تفريح را تا وقت ميل جنسي يافتن زن به تعويق
اندازد، ممكن است انتظارش به پايان نرسد و اوضاع روز به روز بدتر شود.
اگر
زن براي مدت طولاني فرصت گريز نيابد و مجالي براي آزادي و بروز احساسات
رمانتيكش پيدا نكند، خلق و خويش به طور روزافزوني ضد سكس خواهد شد. خرمن
شور و شهوت زن در صورتي شعلهي آتش را لمس ميكند و به او دوباره احساس
زيبا بودن و دوست داشتني بودن دست ميدهد كه گهگاهي از زندگي روزمره و
مسئوليتهاي روزانه خلاص شود. تنها گنجاندن برنامهي تفريح و گردش در
جريان زندگي مشترك است كه احساسات رمانتيك زن را سرزنده نگه ميدارد.
به
هنگام رفتن به تفريح، اين را به خاطر داشته باشيد كه زن شما پيش از يافتن
ميل به عشق و عشقبازي نياز به صحبت كردن دارد. اگر راه طولاني است،
بگذاريد تا در آرامش حرف بزند. زنان، به خصوص، وقت حرف زدن امكان مييابند
از استرس رها شده و آن را پشت سر بگذارند.
بعد از چنين سفر
طولانياي، زن تمدد اعصاب يافته و به احتمال زياد با روحيهي خوبي به
مقصد و تختخواب نو ميرسد. به او ناگهان احساس تازهاي دست ميدهد كه در
خانه هرگز دست نميداد. شايد فوراً سكس بخواهد. شايد هم ابتدا دلش هواي
پيادهروي كند يا بخواهد از غذا خوردن لذت ببرد. به هر حال، وقتي احساس
كند از او مراقبت ميشود، احساس مسئوليت براي مراقبت از ديگران در او
متوقف ميشود و شهوت درونياش فرصت مييابد تا خود را نشان دهد.
راه
ديگر براي ايجاد آرامش در زن، در صورتي كه از خريد خوشش بيايد، بردن او به
خريد است. هرچند خريد براي مردان خيلي خستهكننده است، اكثر فروشگاههاي
زنانه صندليهايي براي مردان دارند كه وقتي زن مشغول آزمودن انواع
لباسهاست، در آن بياسايند. صرفاً گشت و گذار در فروشگاه و فكر كردن به
چيزهايي كه دوست دارد، زن را آرام ميكند تا از دلواپسي درآيد و به احساس
كردن نيازهاي خود بپردازد. حتي اگر خريد هم نكند، بازهم اين كار برايش
سودمند و خوشحال كننده است.
براي زن كاوش درون و كشف خواهشها
مفيد است. با اين كار خواستهها و اميال خود را ميشناسد و به صراحت فرصت
مييابد آنان را تجربه كند. يك خريد كوتاه برايش شايد همين كار را بكند.
زن به هنگام خريد نيازها و ميلهايش را بيدار ميكند ومجال مييابد به
خوشيها گريز بزند.
اگر به زن خوش بگذرد و همهچيز را تحسين كند،
ممكن است مرد نيز سر حال آيد. وقتي زن از محيط لذت ميبرد، مرد از نظر
عاطفي احساس افتخار كرده و خوشحال ميشود. اين حس موفقيت نيز چه بسا مرد
را برانگيزد و كاملاً تحريك كند. به اين شكل، با پشت سر نهادن مسائل، زن و
مرد ميتوانند با صميميت به لذت بردن از هم بپردازند.
كسي منكر
تأثير رفتار بديع و خودجوش نيست. اگر گريز خودجوشي به دست آيد، بيشك
ميتواند اوقاتي از عشق و عشقبازي غيرقابل توصيف را برايمان به همراه
داشته باشد؛ ولي غالباً ما چنان مشغول ديگران ميشويم يا در برابر ديگران
احساس مسئوليت ميكنيم كه دست زدن به چنين رفتار غيرمترقبهاي برايمان به
هيچوجه آسان نيست. از اين رو، گريز زدن برنامهريزي شده هم به عنوان يك
برنامه، تحققپذير ميشود و هم به زن فرصت بيشتري براي در تماس بودن با
اميالش را ميدهد و او را مطمئنتر ميكند كه به آينده با اميد به كاميابي
لبخند بزند.
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 13:25  توسط وبگرد
|
خانم محترم !1) به شوهرت افتخار کن !
2) کسي را با او مقايسه نکن !
3) اقتدار و غرور او را نشکن !
4) زيبايي او را در عقل او جستجو کن !
5) قناعت پيشه باش !
6) زيباييت را به رخ ديگران نکش !
7) ناز کن اما متکبر نباش !
8) دلبري و فريبايي و طنازي پيشه کن !
9) احساسات زيبايت را با انديشه اي متين همراه کن !
10) لجبازي نکن که از چشم شوهرت مي افتي !
11) تمکين کن تا تاج سرش باشي
!12) پناهگاه شوهرت باش تا فقط به تو پناهنده بشه !
13) زيبايي با سادگي و بي آلايشي براي تو آرامش بخش تر خواهد بود !
14) هوس بازي نکن ولي زيبا دوست باش !
15) اگر آشپزي را خوب نمي دوني حتما ياد بگير !
16) قبل از رانندگي سازندگي را بياموز !
17) هيچگاه بدون آرايش مقابل شوهرت نشين !
18) دهانت را مسواک وخوشبو کن !
19) بدنت هيچ وقت بوي عرق نده !
20) لباست بوي غذا ندهد !
21) موقع آشپزي از پيش بند استفاده کن !
22) قبل از شوهرت چشم بر هم نگذار و پيش از او بيدار شو !
23) موي تو يکي از دو زيبايي توست ، ازش مراقبت کن !
24) لبخند قشنگت را در هيچ شرايطي با اخم معاوضه نکن !
25) توي رنج هات معناهاي زيبا پيدا کن ! 26)
اگه شوهرت گفت : کسي غير از من با تو ازدواج نمي کرد ! بگو : پس خيلي بايد از تو ممنون باشم
! 27) اگه بهت گفت : دوستت ندارم ! بهش بگو : عوضش من به تو افتخار مي کنم !
28) اگه گفت :حوصله تو رو ندارم ! بهش بگو : منم غير از تو کسي رو ندارم !
29) اگه گفت : از خانواده ات خوشم نمياد ! بگو : عوضش من خانواده تو رو دوست دارم ! 30) اگه عصباني شد ! بگو : منو ببخش !
31) گاهي براي مادرشوهرت هديه بخر!
32) در خواست هاتو با ناز و دلبري برآورده کن !
33) زورگو نباش !
34) سختي کار شوهرت را درک کن !
35) او را در مردم داري کمک کن !
36) وقتي وارد خونه مي شه , به پيشوازش برو ! دستشو بگير ! بِزار روي صورتت !
37) هيچ وقت بهش نگو : تو بي عرضه اي !
38) لباساشو براش اُتو کن که هر وقت خواست عوض کنه معطل نشه !
39) وقتي غذا رو سر سفره مي ذاري به او بگو : نمي دونم خوشت مياد يا نه ؟!
40) لحظه به لحظه از خداوند کمک بگير !
آقاي عزيز !1) به همسرت بگو : دوستت دارم !
2) واژه « دوست داشتن » را فقط براي او هزينه كن
!3) همسر تو كريستاله ! مواظب باش او را نشكني
!4) كاري كن كه به تو ايمان بياره !
5) تو بايد تكيه گاه خوبي براش باشي !
6) از عشقت براي او هزينه كن ، نه فقط از ثروتت !
7) زيبايي همسرت را ستايش كن !
8) كارهايي كه از توانش بيرونه , به او واگذار نکن !
9) او گل خوشبوي بهاري است ، پژمرده اش نكن !
10) انتظار نداشته باش همسرت مثل تو باشه !
11) با بحث و جدل او را خسته نكن !
12) نسبت به همسرت هميشه وفادار باش!
13) اقتدار و صلابت را جايگزين خشونت كن !
14) همدردي و همدلي او را آرام مي كنه !
15) قبل از انتقاد ازش تعريف كن !
16) سربسرش نگذار
!17) اگه به او احترام بذاري , به زندگي اميدوار مي شه !
18) اگه آزارش بِدي , از تو متنفر مي شه !
19) از دست پختش تعريف كن !
20) نيش او نوشه ، ناراحت نشو !
21) دل او را نشکن !
22) مسخره اش نکن !
23) حسادت او را با تحقير برنيانگيز !
24) انگشتان ظريف و صداي نازکش مي گويند : " با من ستيز مکن ! "25) هر وقت بهت شک کرد ، با صداقت و مهرباني مطمئنش کن !
26)
اگه گفت : تو منو دوست نداري ! بلافاصله به او بگو : « به اندازه دنيا
دوستت دارم ! » 27) اگه گفت : من بدبختم که با تو ازدواج کردم ! بگو :
عوضش من خيلي خوشبختم که با تو ازدواج کردم !
28) اگه گفت : دلم گرفته تو اين خونه ! بگو : در اولين فرصت روي دوشم سوارت مي کنم تو آسمونا مي گردونمت !
29) اگه گفت : تو خيلي بدي ! بگو : عوضش تو خيلي خوبي !
30) اگه ناز کرد ! نازشو به قيمت گرون بخر !
31) اگه گريه کرد ، خيلي دسپاچه نشو ! فقط نوازشش کن
!32) اگه گفت : از دست بچه ها خسته شدم ! بگو : بهت حق مي دم ! تو خيلي صبوري ! ازت متشکرم !
33) اگه اخم کرد ! بهش بگو : اخم نکن , زشت مي شي !
34) اگه باهات قهر کرد ! بگو : قهرت هم مثل مهرت قشنگه !
35) اگه از مادر و خواهرت شکايت کرد ، فقط شنونده خوبي باش !
36) اگه گفت : من خواستگاراي زيادي داشتم ! با لبخند بگو : پس من خيلي آدم خوش شانسي هستم که تو رو به چنگ آوردم
37) اگه گفت : تو زشتي ! بگو عوضش تو خوشگلي !
38) اگه بازم گفت : زشتي ! بهش بگو : زيبايي مرد در عقل اونه !
39) اگه گفت : طلاق مي خوام ! حتما به مشاور مراجعه کن !
40) دلآرامي كه داري دل در او بند !
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 17:3  توسط وبگرد
|
گاهی
مردان با برخی عادات و اعمالشان باعث میشوند همسرشان نسبت به رابطه با
آنها سرد شود و شور و شوق رابطه زناشویی را از دست بدهد. اگر شما هم جزو
این گروهید، بهتر است در برخی عادات و رفتارهایتان تجدیدنظر کنید. خصوصیات
مردانی که از چنین عاداتی رنج میبرند به شرح زیر است...
* مردانی كه با فیزیولوژی یا عملکرد بدن همسرشان هیچ آشنایی ندارند.
* مردانی كه در رابطه زناشویی با همسرشان بسیار خشن رفتار میکنند.
* مردانی كه نظافت مناسبی ندارند.
*
مردانی كه بهداشت شخصی پایینی دارند؛ مثلا دهانشان همیشه بوی بد میدهد،
ناخنهایشان بلند و ناپاک است، بدنشان بوی عرق میدهد، پاها و جورابهای
بدبو و كثیف دارند و...
* مردانی كه بیش از حد طبیعی به ظاهر، قیافه و سرو و وضع زنان اهمیت میدهند.
*
مردانی كه مدام از همسرشان رضایت در یک فعالیت زناشویی را میپرسند و به
جای اینكه به عشقورزی در رابطه رو بیاورند، صرفا به رضایت جسمی توجه
میكنند.
*
مردانی كه خیلی نگران عملكرد و توان زناشویی خود هستند؛ مثلا مدام بر این
تصورند كه زودانزالی دارند، آلت تناسلیشان كوچك است یا چهره جذابی
ندارند یا...
* مردانی كه در رابطه زناشویی، فقط خود را میبینند و به همسرشان توجه ندارند.
* مردانی كه بلافاصله پس از اتمام فعالیت زناشویی، به لحاظ احساسی و عاطفی از همسرشان دور میشوند.
* مردانی كه عادات شخصی ناپسند دارند؛ مانند دست كردن در بینی و...
* مردانی كه دوست ندارند به همسر خودشان عشقورزی و محبتی نشان بدهند.
* مردانی كه اشتغال ذهنی وسواسگونه و بیش از حدی به بدن خود دارند.
* مردانی كه تندخو و پرخاشگرند و اهل خوشرفتاری نیستند.
* مردانی كه همسرشان را دوست ندارند و نسبت به او هیچ احساسی ندارند.
* مردانی که در رابطه زناشویی خود از فیلمهای مبتذل الگوبرداری میکنند.
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 11:27  توسط وبگرد
|
منبع : سایت همدردی
بر
خلاف تصور خیلی ها که فکر می کنند عشق یکباره پیدا می شود و همیشه می ماند
و یا حتی بیشتر می شود؛ واقعیت اینست که عشق ممکن است یک لحظه ایجاد شود،
اما همانند بذری است و در صورتی باقی می ماند و رشد می کند که در زمین
مناسبی جای گیرد، آب و نور کافی به آن برسانیم؛ مرتب آفت کشی کنیم و به آن
کود بدهیم و مستمراً به آن رسیدگی نمائیم.
چگونه عشق به مرور کمرنگ می شود یا از بین میرود؟
ما
عاشق ایده آلها و کمالها می شویم و از نقصان ها می گریزیم. شاید تعجب
کنید اگر بدانید معمولا انسانها عاشق یک موجود کامل و بدون نقص در ذهن خود
می شوند و هنگامی که این تصویر ذهنی را منطبق با یک دختر یا یک پسر در
اطراف خود میکنند، به آن نام عشق می نهند. پس عشق به آن دختر آن وقتی رشد
می یابد و قلب ما را به تپش وا می دارد که او خود را منطبق با تصویر ذهنی
ما ارائه دهد. و هنگامی که به مرور او را متفاوت از ذهنیات خود بیینم ،
عشق ما رو به افول می رود. اما اینکه تصویر ذهنی ما چگونه باید در بیرون
شکل بگیرد و حفظ شود نیاز به تخصص و منطق دارد ، لذا عشق ما فوق عقل است ،
یعنی اینکه باید از مسیر عقلانی و منطقی گذر کند و بالاتر از تفکر خام ما
باشد ، نه به عکس . یعنی عشق نباید مادون فکر باشد. عشقی که مادون باشد، و
از سطح پائین تری برخوردارست ، ارزش ندارد تا برایش بمیریم.
پس
اگر در زندگی به مرور دریافتیم همسرمان از زیر بار وظایف و مسئولیتهای خود
شانه خالی می کند، لذتهای خود را محور قرار می دهد و هنوز « من» بودن محور
فکری اوست. اینگونه می شود که کسالت مزمن عشق، را به چشم خواهیم دید. از
دیگر آفتهایی که ما به عشق می رسانیم ، می توان به موارد زیر اشاره کرد.
عدم انعطاف پذیری:
عدم
انعطاف پذیری نسبت به مسائلی که در زندگی با آن روبرو هستیم. مثلا اگر
تعصب روی روش و سلیقه های خود داشته باشیم. و به علاقه ها، سلیقه ها و
شیوه های زندگی همسرمان، مکرراً انتقاد کنیم یا از آن بدتر ، اهانت کرده
یا مسخره بگیریم.
کمال گرایی افراطی:
از
آنجا که ما در ناخودآگاه عاشق « خوبی مطلق» ، « مثبت مطلق » و « کمال
مطلق» شده ایم و معشوق خود را آخر معرفت و خوبی ارزیابی کرده ایم ، به
مرور این ارزیابی خطا، خود را به ما نشان می دهد و دچار مشکل می سازد. او
هرگز نمیتواند انتظارات و توقعات ایده آلی ما را بر آورده کند. او هم یک
انسان مثل بقیه انسانهاست و بدیهی است که نقاط ضعف زیادی نیز در کنار نقاط
مثبت و نقاط قوت خود دارد.
عدم مهارت های زندگی:
مهارت
های کافی جهت رسیدگی به بذر عشق را نداریم. مهارتهای ارتباطی زندگی را کسب
نکرده ایم ، مقابله با تنش ها و مشکلات را تجربه نکرده ایم ،نحوه سازگاری
با مسائل زندگی را نیاموخته ایم ، همه و همه موجب ناکارآمدی ما در ایجاد
عشق و آرامش در زندگی می شود
عدم رعایت حریم خانواده و مرزهای زندگی:
به
وظایف خود در زندگی آگاهی نداریم یا مرزهای مسائل زندگی و مشکلات خانواده
را رعایت نمی کنیم. مثلا موارد مربوط به خانواده را به بیرون منتقل می
کنیم . مشکلات را به دلسوزان خود مثل پدر، مادر، دوستان ،فامیل ، حتی
همسایگان و ... در میان می گذاریم یا در حیطه و مرزهای همسرمان دخالت می
کنیم و به نام عشق و دوست داشتن وی را کنترل کرده و در قفس نامرئی
انتظارات خودمان، او را محبوس و زندانی می کنیم. مثلا به علائق او ،
دوستان وی،نحوه لباس پوشیدن او، شیوه راه رفتن و حتی طرز تفکر و احساسش
گیر می دهیم و او را در تنگنا قرار می دهیم. و در نهایت آزادی را از او می
گیریم.
مشکلات شخصیتی و انتظارت غیر واقع:
توقعات
بیجایی به لحاظ مسائل شخصیتی خود، از همسرمان داریم. که بر آورده شدنی
نیست و برآورده نمی شود. مثلا یک نفر با اختلال شخصیت وسواسی، زیاد نکته
سنجی می کند و معیارهای زیادی در ذهنش دارد و با ریزبینی بیش از حدی که به
همسرش نشان می دهد و او را در چهارچوب خشک و در قالب معیارهایی که تعیین
می کند؛ حبس می کند و عرصه را بر او تنگ می کند. یا کسی که اختلال شخصیت
پارانوئیدی دارد و بدبین است ، با سوءظن ها و بدبینی ها خود و حسادت و
توهم توطئه هایی که در ذهن خود، آنها را می بافد، همسرش را همیشه در نقش
یک دشمن و جاسوس می بیند.
لذت طلبی و خودکامگی:
ما
می بایست در چهارچوب خانواده، خود را مقید به بعضی امور کنیم. وقتی که
لذتهای خود را که در خارج از خانواده است به صورت افراطی دنبال می کنیم و
توجهی به خواست و میل خانواده نداریم . به مرور زندگی یک طرفه و بی روح می
شود. زن و شوهر هر کدام دنبال تمایلات خاصی در خارج از خانواده هستند. و
لذت بردن از یکدیگر را فهم نمی کنند.
عدم مهارتهای ارتباطی:
نمی
توانیم ارتباط موثری با همسرمان بر قرار کنیم، حرف هم را نمی فهمیم. هر
کدام به ظاهر منطقی صحبت می کنیم ، ولی نمی توانیم یکدیگر را قانع کنیم.
توجه کافی به احساسات ، خواسته ها و صحبتهای یکدیگر نداریم . گوش شنوا و
تحمل ارتباط موثر را از هم دریغ می کنیم. در رساندن حرفهای خود به یدیگر
آنها را تحریف می کنیم یا آنقدر مبهم رفتار می کنیم یا صحبت می کنیم که
دیگری را به خطا می اندازیم. در واقع مهارتهای ارتباطی را نمی دانیم.
اگر گویند «لحظه ایست روئیدن عشق .... »؛ پس این هم شاید درست باشد که «لحظه ایست مردن عشق.»
ولی
عشق عمیق تر از آنست که لحظه ای خلق شود یا در لحظه ای بمیرد. هم به وجود
آمدن عشق مستلزم صبر، سختی و زمان است و هم از بین رفتن آن به علت مسائل
مختلفی است که در طی زمان و به وسیله زوجین ایجاد می گردد.
آنچه که اکثراً افراد با هم اشتباه می گیرند؛ «هوس » و « عشق » است.
هوس
: میلی شدید برای پاسخ آنی به یک نیاز جسمانی و روانی است که به خود رنگ
رمانتیک می گیرد و یک استدلال به ظاهر عقلانی نیز در پی دارد و پس از ارضا
تا زمان نیاز بعدی محو می شود. هوس شامل آن چیزهایی از وجودتان است که شما
نقشی در آن نداشته اید. فقط احساسی هست که در خود برای ارضاء نیاز می
بینید.
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 21:11  توسط وبگرد
|